اینکه پیغامی نیاید نیز پیغامی است
پس بلا تکلیفی ما نیز تکلیفی است
گرچه ما از بس بدآورده و بد بخت
بس که دلتنگیم و از جان سیر می گوییم
مردن از این زندگی ها بهتر است
اما شاید این تکلیف ما باشد
لیک پر غمگین مباش از این
ما همه هستیم و همدردیم
این تو تنها نیستی مثل تو بسیارند
گرچه این درمان دردی نیست حتی دلخوشی هم نیست
لیک باز این قدر می دانیم تنها نیستیم اینجا:نیستی تنها تو من تنها
با همیم و با همه هستیم و همدردیم
οοοοοοοοοοοοοοοοοοοοοοοοοοοοοοοοοοοοοοοοοοοοοοο
نگاه خسته به درهاي بسته
کشتي دلها به گل نشسته
هوا چه دلگير دلا گرفته
دل نگروني هفت روز هفته
دفتر پير صداي خستم
ديگه پوسيده تو شب اسيره
دل که يه عمري پر از صفا بود
بس شده زخمي داره ميميره
نفس نمونده واسه ادامه
تنها رفيقم اين سايه هامه
ديگه بريدم خسته و پيرم
دروغ و حرفام تو خنده هامه
خنده هاي زورکي , اشکاي يواشکي
شب و روزي بي هدف , لحظه هاي الکي
ساعتهاي پر سوال , دل خوشيها تو خيال
حسرت پرنده دل که نداره پرو بال
اين دو روز زندگي , طي شده تو کهنگي
ميدونم ديگه بريدي تو هواي خستگي
ميدونم خسته شدي , مرغ پر بسته شدي
ميدونم طاقت نداري واسه سوز تشنگي
دل خوشيها يه لحظه , به خندش نمي ارزه
از همه کس طلبکار , يه دنيا زير قرضه
نه خط خطي نه ساده , مسافر گم و گيج
يه جاده سخت و دشوار به مقصد تو ره هيچ
هواي تازه ميخواي , نگاه بي بهونه
خود خود صداقت , جواب عاشقونه
يه حرف راستي راستي , از ته دل ميخواستي
اون که بسازه از نو , تورو با همه کاستي
يک شب باروني بسه , براي از نو , تر شدن
يک گل شمعدوني بسه , براي عاشق تر شدن
يک شب باروني بسه , براي از نو , تر شدن
يک گل شمعدوني بسه , براي عاشق تر شدن
نظرات () 
اگر آسمان بالای سرت ابریست و تو در زیر باران هستی
اگر به دنبال رنگین کمان می گردی اما رنگ ها درد را برایت به ارمغان می اورند
اگردنیایت تغيیری نمی کند وهیچ پایانی درنظرت وجودندارد
اگردر جستجوی آفتابی اما تنها شب را می بینی
اگر تمام اطرافیانت لبخند می زنند ولی تنها کاری که تو
می توانی بکنی اخم کردن است
اگر از همه اینها وقتی زندگی تو را به پایین می کشد
خسته شده ای
در ان هنگام از پشت قطرات اشکت به عجایب این زمین نگاه کن
به زیبایی یک گل که همچون مخملیست در دستت
هوای اطرافت و بوی خرمن علفهای تازه را استشمام کن
بچه های شاد در پارک بیگناهی بازی آنها را ببین
تصور کن همراه پروانه ای در هوا معلقی
میان درختان به این سو و آنسو می پرد
زمزمه های دریا یا گرمای نسیم تابستانی را به یاد آور
به طعم تکه شیرینی فکر کن هنگامی که روی زبانت آب می شود
یا نغمه پرندگان صبحگاهی هنگامی که با او ازشان به هر صبح سلام می کنند
به یاد آور سخنان زیبایی که در اغوش مادرت گفتی نرمی نوازشش را احساس کن هنگامی که به آرامی بر صورتت بوسه می زند
خوبی های درونت را جستجو کن
ابرها را از اسمان زندگیت دور کن
به زیر پایت نگاه نکن ، سرت را بالا بگیر.
فکر نکن زندگی چه چیزهایی به تو بدهکار است ،
به چیزهایی بیندیش که تو باید به او بدهی
فردا را فراموش کن آنگاه می توانی زندگی را شروع کنی
بنابراین روزگاری را که در آن زندگی میکنی با هدایایی که می توانی ببخشی متبرک ساز
به جریان زندگی بی اعتنایی مکن بلکه به آرامی با آن همراه شو...
سلام...
اين سه تا عکس هم برای تولدم که هفته پيش بود!
ببخشيد از اين که دير آپ می کنم..
خب....تولدم مبارک!!

نظرات ()
خدا قول نداده آسمون هميشه آبی باشه و باغ ها پوشيده از گل
قول نداده زندگی هميشه به كامت باشه
خدا روزهای بی غصه و شادی های بدون غم و سلامت بدون درد رو هم قول نداده
خدا ساحل بی طوفان، آفتاب بی بارون و خنده های هميشگی رو قول نداده
خدا قول نداده که تو رنج و وسوسه و اندوه رو تجربه نكنی
خدا جاده های آسون و هموار، سفرهای بی معطلی رو قول نداده
قول نداده کوه ها بدون صخره باشن و شيب نداشته باشن
رود خونه ها گل آلود و عميق نباشن
قول داده ؟
ولی خدا رسيدن يه روز خوب رو قول داده
خدا روزی روزانه ، استراحت بعد از هركار سخت و کمک تو كارها و عشق جاودان رو قول داده . عجب روزی می شه اون روز
پس ناملايمات زندگی رو شکر بگو و فقط از خودش کمک بگير که اوجاودانه است و بس
نااميدی مثل جاده ای پر دست اندازه که از سرعت کم می کنه
اما همين دست انداز نويد يه جاده صاف و وسيع رو بهت می ده
زياد تو دست انداز نمون
وقتی حس کردی به اون چيزی كه می خواستی نرسيدی خدا رو شکر کن چون اون می خواد تو يه زمان مناسب ترا غافلگيرت کنه و يه چيزی فراتر از خواسته الانت بهت بده
يادت باشه تو نمی تونی كسی رو به زور عاشق خودت کنی
پس تنها كاری که می تونی بكنی اينه که شخصی دوست داشتنی باشی و در نظر مردم باارزش و شريف جلوه کنی
بهتر اينه که غرورت رو بخاطر عشقت فراموش کنی تا عشقت رو به خاطر غرورت
هيچ وقت يه دوست قديمی رو ترک نكن چرا که عمرا بتونی کسی رو پيدا کنی كه بتونه جای اونو بگيره
نظرات () چند نکته براي بهتر زيستن
نگران بودم از اينكه كفش نداشتم، تا اينكه مردي را در خيابان ديدم كه پا نداشت
بخشندگي را از گل بياموز، زيرا گل ته كفشي كه لگد مالش مي كند را هم خوشبو مي كند
اينكه من دست خالي به سوي مردم دراز كنم و كسي چيزي در آن نگذارد بدبختي نيست. بدبختي ين است كه من دست پر به سمت مردم دراز كنم و كسي چيزي از آن برنگيرد
ممکن است كسي را كه با او خنديده اي را فراموش كني ولي كسي را كه با او گريسته اي را هرگز از ياد نخواهي برد
بياد داشته باش كه خوشبختي اين نيست كه تو چه داري يا چه هستي خوشبختي صرفا آن چيزي است كه در درون تو مي گذرد
هرگز نباخته اي ماداميكه از شكست خود چيزي آموخته باشي
آن كسي كه در حال تولد نباشد در حال مرگ است
ريشه گلي است بي اعتنا به شهرت و آوازه
لاك پشت ها راه را بهتر از خرگوش ها مي شناسند
اشخاص را مانند چاي كيسه اي در نظر بگيريد تا در آب داغ نيفتند، متوجه جوهر وجودي خود نمي شوند
هرگزتسلیم نشو، هر روز معجزه تازه ای اتفاق می افتد
دیگران را ملامت نکن ، مسئولیت های زندگیت را خود بپذیر
گوش کردن را یاد بگیر ، فرصت ها گاه با صدای آهسته در می زنند
هرگز امید را از کسی سلب نکن، شاید این تنها چیزی باشد که دارد
وقتت را تلف ماتم گرفتن برای اشتباهات گذشته نکن ، از آنها درس بگیر و بگذر
هرگز گره ای را که می شود باز کرد، نبر هنگام مواجهه با کار سخت ، طوری عمل کن که انگار شکست غیر ممکن است
مردم دار باش ، هرگز کسی را از خود نرنجان
خود را با معیار های خودت بسنج ، نه با معیار های دیگران
فراوان بخند ، شوخ طبعی درمان تقریبا همه دردهای زندگی است
از زمان یا کلمات با بی توجهی استفاده نکن ، هیچکدام قابل بازگشت نیستند
برای کسانی که از دست رنج خود ارتزاق می کنند- هر قدر هم کارشان پیش پا افتاده باشد- احترام قائل باش
هیچ فرصتی را برای ابراز محبت از دست نده
نگو وقت نداری ، تو دقیقا همان تعداد ساعت در روز را در اختیار داری که پاستور ،میکل آنژ ،مادر ترزا، هلن کلر ، لئوناردو داوینچی ،توماس جفرسون و آلبرت انیشتین در اختیار داشتند
خود را به "خود بهسازی" دائم متعهد کن
به افکار بزرگ فکر کن ، اما از شادی های کوچک لذت ببر
حال و هوای بچگی را فراموش نکن
نظرات ()
|
در زمانهاى بسيار قديم وقتى هنوز پاي بشر به زمين نرسيده بود فضيلت ها و تباهي ها همه جا شناور بودند. |
نظرات ()
به شانهام زدي
که تنهاييام را تکانده باشي
به چه دل خوش کردهاي؟!
تکاندن برف
از شانههاي آدمبرفي؟
نظرات () 
دور يا نزديک٬راهش می توانی خواند
هرچه را آغاز و پايانی است٬
حتی هر چه را آغاز و پايان نيست
هيچ راه بازگشتی نيست!بی کران تا بی کران!
امواج خاموش زمان جاريست
زير پای رهروان خوناب جاريست
نيمه راهی طی شد
اما نيمه جانی هست ........ باز بايد رفت تا در تن توانی هست
باز بايد رفت
راه باريک و افق تاريک٬ دور يا نزديک................
نظرات ()
برای زيستن دو قلب لازم است:
قلبی که دوست بدارد
قلبی که دوستش بدارند
قلبی که هديه کند
قلبی که بپذيرد
قلبی که بگويد
قلبی که جواب دهد
قلبی برای من
قلبی برای انسانی که من می خواهم....
نظرات () در گذرگاه زمان
خيمه شب بازی دهر
با همه تلخی و شيرينی خود می گذرد
عشق ها می ميرند
رنگ ها رنگ دگر می گيرند
و فقط خاطره هاست
که چه شيرين و چه تلخ
دست ناخورده
به جا می ماند.
نظرات () When friendship undergo a test
It's often found old friends are best
The best of friends can change a frown
In to a smile when you feel down
The best of friends will understand
your little trials and lend you a hand
The best of friends will always share
your secret dreams because they care
The best of friends worth more than gold
give all the love a heart can hold!
نظرات () بذر تفکری بکار , تا عمل درو کنی
بذر عمل بکار, تا که عادتی درو کنی
بذر عادتی بکار , تا که شخصيت درو کنی
بذر شخصيت بکار , تا که سرنوشت درو کنی "ساموئل اسمايلز"
Sow a thought and you reap an act,
, Sow an act and you reap a habit
,Sow a habit and you reao a character
.Sow a character and you reao a destiny " Samoel Smiles"
نظرات () جای پا
ديشب رويايی ديدم
خواب ديدم بر روی شن ها راه می روم
همراه با خود خداوند
و بر پرده شب
تمام روزهای زندگيم را مانند فيلمی می ديدم
همان طور که به گذشته ام نگاه می کردم
از روز به روز زندگی
دو رد پا بر پرده ظاهر شد
يکی مال من و يکی از آن خداوند
راه ادامه يافت تا تمام روزها خاتمه يابد
آن گاه ايستادم و به عقب نگاه کردم
در بعضی جاها فقط يک در پا وجود داشت
اتفاقا آن جاها مطابق بود با سحت ترين روزهای زندگيم
روزهايی با بزرگترين رنج ها؛دردها و سختی ها
آن گاه از او پرسيدم:
خداوندا! تو به من گفتی که در تمام ايام زندگيم با من خواهی بود
و من پذيرفتم
خواهش می کنم بگو
چرا در لحظه های دردآور مرا تنها گذاشتی؟
خدا پاسخ داد: تو را دوست دارم
و به تو گفتم در تمام سفر با تو خواهم بود
من هرگز تو را تنها نخواهم گذاشت
حتی برای لحظه ای
و تو را تنها نگذاشتم
در آن روزها که يک رد پا بر روی شن ها ديدی
من بودم که تو را همراه خود می بردم.....
نظرات () shoot for the moon.
even if you miss,
you will land among the stars.
به ماه شليک کن
حتی اگر به هدف نزنی
در ميان ستارگان فرود می آيی
نظرات () نشانی
"خانه دوست کجاست؟ "در فلق بود که پرسيد سوار.
آسمان مکثی کرد.
رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاريکی شن ها بخشيد
و به انگشت نشان داد سپيداری و گفت:
" نرسيده به درخت,
کوچه باغی است که از خواب خدا سبزتر است
و در آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی است.
می روی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ,
سر بدر می آرد ,
پس به سمت گل تنهايی می پيچی ,
دو قدم مانده به گل
پای فواره جاويد اساطير زمين می مانی
و تو را ترسی شفاف فرا می گيرد.
در صميميت سيال فضا , خش خشی می شنوی:
کودکی می بينی
رفته از کاج بلندی بالا, جوجه بردارد ازلانه نور
و از او می پرسی
خانه دوست کجاست؟"
"سهراب سپهری"
نظرات ()
نظرات ()